درباره «گُردآفرید» و روایت شاهنامه از این پهلوان زن ایرانی | سیمای زنی رزمجو زنان و مهار اسراف؛ پیام رهبری یک مسئولیت آرام و بزرگ دستگیری زن سارقی که عاشق سرقت طلاست درخشش نماینده خراسان رضوی در دسته برتر تنیس روی میز بانوان کشور نگذارید دیده نشدن ها، زنان را خسته کند فعالیت ۱۰۰۰ هسته مرکزی فعال در حوزه فرزندآوری در کشور زیر نظر شبکه «شمین رضوی» فرزندآوری؛ مسئولیتی خانوادگی، رسالتی ملی وقتی مهریه تعیین نشده باشد، قانون چه می‌گوید؟ | همه‌چیز درباره مهرالمثل شهربانوی شهربان | فرمانده زن گمنام در تاریخ صفوی ضرورت تکمیل «شناسنامه‌های استانی جمعیت و خانواده» در شهر‌های کشور ناکامی تیم مشهدی در لیگ برتر بسکتبال بانوان کشور درباره استئوپروز چه می‌دانید؟ | شیوع نوعی پوکی استخوان در کودکان سیمرغ بلورین زندگی تقدیم به مادران سرزمینم شاهنامه و حماسه‌ای که از آغوش مادر آغاز می‌شود چشم‌هایی که هنوز می‌بینند | روایت مادرِ نخستین اهداکنندگان عضو مشهد بررسی دلایل مختلف طلاق| عدم شناخت از مهارت‌های زندگی کار دست زوجین می‌دهد لیلا زارع با سریال «سرباز کوچک امام» به تلویزیون می‌آید وقتی عشق زنجیر می‌شود | بررسی پیامدهای وابستگی فرزندان
سرخط خبرها
شهربانوی شهربان | فرمانده زن گمنام در تاریخ صفوی

شهربانوی شهربان | فرمانده زن گمنام در تاریخ صفوی

  • کد خبر: ۳۷۵۶۸۳
  • ۰۸ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۱
در روزگاری که نام سرداران مرد بر صفحات تاریخ نقش بسته، روایت‌ها از زنی گمنام حکایت دارند؛ همسر صوفیان خلیفه، والی مشهد، که در غیاب شوهرش پرچم دفاع را بر فراز شهر برافراشت و شش ماه تمام با شجاعت و تدبیر، مشهد را از سقوط در برابر ازبکان نجات داد.

به گزارش شهرآرانیوز، نامش را کسی نمی‌داند. با وجود این یک جا برایش بین سرداران مدافع ایرانی باز کرده‌اند؛ یک جا که قرص و محکم است و نشان از مقاومت زنی در برابر دشمنان خارجی دارد. نامش را کسی نمی‌داند. برای همین آن‌که می‌خواهد از او حرف بزند، باید به نسبش اشاره کند که می‌شود همسر صوفیان خلیفه؛ زنی که والی مشهد (شوهرش) برای دفاع از هرات رفته و شهر را به او سپرده است.

نامش را کسی نمی‌داند. پس ما هم به‌ناچار از این به بعد او را با نسبش می‌شناسیم؛ همسر صوفیان خلیفه؛ صوفیان خلیفه‌ای که حاکم خراسان در دوره شاه‌طهماسب صفوی است و آن‌طور که در تاریخ آمده است، او بوده که برای دفاع از شهر مشهد در برابر حمله ازبکان باروی درست‌ودرمانی برای شهر ساخته است، اما حمله دوباره ازبک‌ها به خراسان به تلافی شکست‌های قبلی‌شان مجالش نمی‌دهد تا کارهایش را تمام کند و برای کمک به مردم هرات که در محاصره مانده‌اند، مشهد را ترک می‌کند.

آن‌ها که تاریخ را روایت کرده‌اند، می‌گویند اینجای ماجرا صوفیان خلیفه، با ترک مشهد از ازبک‌ها رودست خورده است. می‌گویند ازبک‌ها تا چشم صوفیان خلیفه را دور دیدند، به مشهد حمله کردند و باز می‌گویند مردم که خاطره وحشیگری ازبک‌ها را به‌خوبی در خاطر داشتند، ترسیده و پریشان می‌شوند و اضافه می‌کنند که در این اوضاع سربازها خسته و شهر نزدیک سقوط بود. سپس اشاره می‌کنند همین‌جا، همین‌جا در یک قدمی سقوط، جایی است که همسر صوفیان خلیفه با رفتن بالای باروی شهر و بلندکردن پرچم دفاع، تاریخ را ورق زد.

اینجا را خیلی با طول و تفصیل ننوشته‌اند. اینجای ماجرا را که همسر صوفیان خلیفه بالای باروی شهر می‌آید و با بسیج سپاهیان جان تازه‌ای به مردم شهر می‌بخشد، درست ننوشته‌اند. از اینجا تا آن چند خطی را که به شکست ازبک‌ها در بیرون باروی شهر خبر می‌دهد، خودت تصور کن. تصور کن که او، همسر صوفیان خلیفه، نیروهای پراکنده و خسته را جمع می‌کند. او، همسر صوفیان خلیفه، با همین نیروها نه یک‌بار، که چندبار در بیرون شهر ازبک‌ها را شکست می‌دهد و نمی‌گذارد پایشان به داخل شهر باز شود و دوباره به جان مردم و حرم آقا دست‌درازی کنند. اینجا را تصور کن تا آنجا که نوشته‌اند شش ماه، شش ماه مردم به فرماندهی همسر صوفیان خلیفه از شهر دفاع می‌کنند و شرح می‌دهند به‌دنبال تدابیر او، یعنی آن زن، و همراهی مردم، مشهد از غارت نجات پیدا می‌کند و ازبکان پس از شش ماه، ناچار به عقب‌نشینی می‌شوند.

تنها زن فرمانده در عصر صفویه

اسکندربیک منشی در «عالم‌آرای عباسی» می‌نویسد: «همسر حاکم شب و روز بر گرد برج و بارو می‌گردید و جنود عبید به دروازه جنگ می‌آوردند و از دست غازیانی که به حکم منکوحه (همسر) صوفیان خلیفه بودند و اهل شهر، زخم‌های کاری خورده مراجعت می‌نمودند. هرچند ازبکان به نقب و تیر و اسباب قلعه‌گشایی توسل جستند، سهم غرض ایشان بر هدف مطلوب کارگر نیامد.»

آنچه خواندید، گویا تنها سندی است که در آن به همسر صوفیان خلیفه اشاره شده و شرح فداکاری او برای مشهد و مردمانش در آن آمده است.

صوفیان خلیفه که بود؟

صوفیان خلیفه روملو که از زمان شاه‌اسماعیل جزو سپاهیان صفوى بود (خواندمیر، ص190)، در سال931 والى مشهد و در سال942 والى هرات بود. او در سال939 در جنگ با ازبکان از فرماندهان قزلباش بود و در سال942 در جنگ با عبیدخان ازبک کشته شد (روملو: ج3، صص1212، 1236ـ1239، 1244).

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.